|
|
مطالب تصادفي |
|
|
:اينم كدش
|
||
|
|
|
|
|
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده! يه روز تركه در بيابان يك چراغ جادو پيدا مكنه روي آن دست ميكشه يه دفعه غول چراغ ظاهر ميشود غول به تركه ميگه هر آرزويي داري بگو. تركه با خودش فكر ميكنه بعد ميگه برو قدس را آزاد كن. غول ميگه نميشه يه آرزوي ديگه بكن .تركه باز فكر ميكنه ميگه به من فارسي ياد بده. در همين وقت غوله سرشو ميندازه پايين و ميره. تركه داد ميزنه بابا كجا ميري؟ غول ميگه دارم ميرم قدس رو آزاد كنم. يه روز يه غوله از تو چراغ جادو مي ياد بيرون و به تركه مي گه: تو مي توني سه تا آرزو كني و من برآوردشون كنم. خب آرزوي اولت چيه؟ تركه ميگه يه 206 مي خوام و غوله سريع براش آماده مي كنه و ميگه: خب آرزوي دوم و تركه باز ميگه يه 206 ديگه و غوله يه كم تعجب مي كنه و ميگه خب بيا اين هم دومين 206 براي شما و حالا آخرين آرزوت چيه و تركه باز بدون معطلي ميگه بازم 206 ميخوام باز هم غوله 206 مي ياره. اما با تعجب از تركه مي پرسه: ببينم اينهمه 206 رو براي چي مي خواي؟ تركه جواب مي ده: مي خوام بفروشم ماكسيما بخرم. به تركه ميگن 12 امام رو ميشناسي؟ ميگه آره. ميگن خوب نام ببر. ميگه: اين جوري كه نه! ببينمشون ميشناسم. يه تركه تاكسي سمند مي خره. سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. تركه مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي مي گه من ميگم سمند دارم. مي گه من سمند دارم نگه دار. مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟ تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!!! يه روز به يه تركه عكس دايناسور رو نشون ميدن. بهش ميگن: شما به اين چي ميگين؟ تركه ميگه: كي جرأت داره به اين چيزي بگه؟! يه روز يه تركه ميره امامزاده، ميبينه شلوغ پلوقه. داد ميزنه ميگه: شلوغ نكنيد! پارسال شلوغ كردين حاجتها قاتي شد و من حامله شدم. تركه از خواب ميپره، دست و پاش ميشكنه! تركه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين! از يك تركه مي پرسن 2 2 تا چند تا مي شه؟ تركه ميگه 5 تا، ميگن چرا 5 تا، ميگه تقصير من چيه علم پيشرفت كرده. يه روز يه تركه ساعت ميخره. روز اول همه ازش ساعت ميپرسن. اصباني ميشه ميگه: حالا اينقدر بپرسين تا برينين توش! تركه ميره مشهد ميگه يا امام رضا ازت مي خوام كه تو قرعه كشي بانك برنده بشم و يه ماشين ببرم. يه يكي دوسالي همين جور مي گذره و تركه همش ميرفته حرم و دعا مي كرده ولي برنده نمي شده. يه شب امام رضا مياد تو خوابش بهش ميگه آخه عزيز دلم تو اول به بابات بگو يه حساب تو بانك برات باز كنه بعد من دعا كنم كه برنده بشي. تركه مست ميكنه ميگه من اسبم! تركه ميخوابه رو تخت. خوابش سنگين بود تختش ميشكنه! يه روز يه تركه دور خودش ميتابه حرز ميشه! تركه ميره كارواش بهش ميگن پس ماشينت كو؟ ميگه راه نزديك بود پياده اومدم! تو تبريز مسابقه ميزارن ببينن كي شبيه داريوشه. خود داريوش شركت ميكنه نفر هشتم ميشه... يه بار به يه تركه ميگن كره خر. يه نگاه به خودش ميكنه و ميگه: ايلده بابا اينگدر جوون موندم! يه روز يه تركه سرش ميخوره به ميخ، ميخه باد ميكنه! تركه بلال ميخوره، تايك هفته ازون ميگه. يه روز تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه. تركه بچه اش يه روز بعد از عيدفطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره: پس فطرت تركه مي ره در مغازه ميگه آقا نوشابه خانواده داريد؟ مغازه دار ميگه بله داريم. تركه ميگه به مجردها هم ميديد؟ سه نفر رشتي و تهراني و ترك داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادند و ميگفتن خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ يه هو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران. آزادش ميكنن. به تركه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد. يه روز يه تركه مي ره كتاب فروشي مي گه آقا كتاب "ترك دانا" داريد؟ فروشنده مي گه: شرمنده ما كتاب تخيلي نمي فروشيم... يه تركه براي مسابقات دووميداني دوپينگ مي كنه. براي اينكه كسي بهش شك نكنه آخر مي شه. يك تركه مهم ميشه، زيرش خط مي كشند. تو امتحان مياد! تركه ميخوره زمين براي اينكه ضايع نشه تا در خونه سينه خيز ميره. تركه به شكمش نگاه ميكنه، ميگه: آخه اي شكم! آخه من تا كي كاركنم تو بخوري؟ شكمه صداش در مياد ميگه: ميخواي از اين به بعد من كار كنم تو بخوري؟ يه تركه تو اتوبوس مي گوزه همه ميخندن. تركه ميگه: اگه ميدونستم اينقدر ميخندين براتون ميريدم. يه تركه ميره سربازي دوره كلاش قرمزي. تركه ميره مشهد. جلوي حرم ميگه: يا امام علي، قربون لب تشنت، فداي دو دست بريدت، پس كي ظهور ميكني؟ خسته شدم اينقدر اومدم قم! يه تركه از تير ميره بالا از شهريور مياد پايين. از تركه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه! پليس جلوي تركه رو ميگيره ميگه گواهينامه. كارت ماشين؟ تركه ميگه: چيكار كنم؟ باهاشون جمله بسازم؟ يه تركي باخودش كشتي مي گيره دوم مي شه! يه روز يك تركه و عربه با هم دعوا مي كنند و شروع ميكنند به هم فحش دادن. بعد مدتي تركه شروع ميكنه به خنديدن. ميگن چرا ميخندي؟ ميگه من يك ساعته دارم فحشش ميدم اون داره برام قرآن مي خونه. يه روز يك تركه ميره نانوايي ميبينه صف مردانه خيلي شلوغه و صف زنانه خيلي خلوت. ميگه: شاطر خانمم گفته ده تا نون بده. يك روز يه تركه ميره جلوه آينه مي گه: اي پدرسوخته من تو رو يك جا ديدم. يه روز يه تركه ميره بهشت زير پاي مادران له مي شه! يه روز يه تركه ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست. ميگه من كي رفتم كه خودم نفهميدم! به تركه ميگن برو ببين راهنمايه ماشين روشنه يا خاموشه ميره جولو ميگه روشنه خاموشه روشنه خاموشه... يك روز يه تركه ميره امام رضا ميگه يا امام رضا قربانت تو چرا با اين همه طلا هشتم شدي؟ پرستار از اتاق عمل مياد بيرون داد ميزنه: همراه مريض ... تركه ميدوه مياد جلو ميگه: يادداشت كنين 091500000 به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد! تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده! اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره! تركه ميخواسته از اصفهان بره تهران، ميره ترمينال، از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ راننده ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن. (بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره) ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده و بسم الله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، راننده ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه. شاگردش ميگه: بابا بيچاره از نفس افتاد! نگه دار سوار شه، هوا داره تاريك ميشه، سختشه. بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره. تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. تركه ميگه: خوب مرتيكه چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟ من ميخواستم كرج پياده شم. تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 0:12 توسط محمد طوسي
|
|
||